
به نام خدا
این روزها درونم غوغاست! جنگی است درونم میان ترس و امید. ترس از جان دادن و فراق و دوری و امید به غلبه بر دشمنان سیه روی ایران عزیز. همراهی هموطنانم با فرعونهای زمانه پژمرده ام کرده و بیعاری حکمرانانم در تیمار زخم های عمیق مردم کلافه ام ساخته ولی به غیر از توکل به خدایی که از مادر مهربانتر و از رگ گردن نزدیکتر است مگر چاره ای هم می توان متصور شد؟ غم دوری دلبران پرپرم آهی سنگین شده که هر از گاهی گلویم را تازه میکند و من چه توقع باطلی دارم از این دنیای دنی که در مواجه همیشگی خیر و شرش، کفه ترازویش به شر نزدیکتر و آشناتر است و هم چو منی محکوم و دلخوش به نگاهی به روزی که سیه رویان را مجال هم سخنی با پاکرویان نیست.

برچسب:
نویسنده: نگار حیدری