شاهد شهید - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانه شاهد شهیدبه نام خدا این روزها درونم غوغاست! جنگی است درونم میان ترس و امید. ترس از جان دادن و فراق و دوری و امید به غلبه بر دشمنان سیه روی ایران عزیز. همراهی هموطنانم با فرعونهای زمانه پژمرده ام کرده و بیعاری حکمرانانم در تیمار زخم های عمیق مردم کلافه ام ساخته ولی به غیر ا...
لقمه ای مظلومیت یا مظلومیت لقمه ای - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهلقمه'>لقمه ای مظلومیت'>مظلومیت یا مظلومیت لقمه ایبه نام خدالقمه ای از برنج که با تکه ای نان گرد شده و گوشه ای از لپ اش جا داده شده بود، حس معصومیت کودکی را برایش زنده میکرد و اشک را در چشمانش قطره قطره جمع و بر گونه هایش جاری. دلش برای مظلومیتش در این لحظه و تنهای تنها در ا...
خون، بهانه جدایی - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهخون، بهانه جداییبه نام خداچه تجربه های سختی را گذراندیم این روزها. تلخ و ترسناک. بدون هیچ روشنایی در پیش. شکر خدا که فعلا آرامش به ما لبخند زده ولی دل من همراه عزیزان داغ دیده ای است که امیدهاشان نا امید و لبخندهاشان برای همیشه بر لبهایشان ماسیده است. چه عزیزانی که پر پر شد...
حزن سبز - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهحزن سبزبه نام خدا همیشه خدا حافظی برایم سخت بوده. از دور شدن از عزیزانم گرفته تا ترک خانه ای که سالها درش برایم باز و بسته شده و تا حتی ماشینی که در رکابم بوده. کتاب و فیلم هم از این عادت مستثنی نیستند. یک هفته میشود که 49 قسمت سریال لحظه گرگ و میش را دیده ام و امشب قسمت آخ...
۹ فرمان من - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانه۹ فرمان منبه نام خدا۹ فرمان من، اگر مدیر تصمیم گیر در حوزه صنعت معدن و فولاد بودم در زمینه شرکتهای خصولتی (نه خصوصی واقعی):۱- تمامی همایش ها را تعطیل میکردم.۲- اجازه تجلیل و تکریم از مدیرعاملهای شرکتهای خصولتی در مراسم های گوناگون و تقدیم لوح ها و تقدیر نامه ها را نمی دادم....
آخر دور - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهآخر دوربه نام خداعشق و کشش درونی قبل از وصال، پر است از تلخی و شیرینی و پستی و بلندی. این چند رنگی و شاید هم سیاه و سفیدی و خوف و رجای وصل و هجران، تجربه دست نیافتنی و کم نظیری میسازه که رشک برانگیزه برای اونهایی که تجربه اش نکرده اند. ولی بخش زیبای دیگر این هدیه زیبای آسما...
عزم جزم - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهعزم جزمبه نام خدااین روزها که درگیر افزایش قیمتها هستم و دائم از زمین و آسمان در هر گعده و دور همی از وضعیت رها شده کشورم میشنوم، روزهایی که از نزدیک نظاره گر عملکرد مدیران نشسته بر سر سفره بیت المال هستم و حرص میخورم، از خودم میپرسم که آیا تصمیم درستی برای بازگشت به ایران ...
خون بس - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهخون بسبه نام خداسر و صدا را که میشنوم خودم را به کنار پنجره میکشانم و با دلهره به شعارها گوش میدهم. یکی شان خیلی نابهنجار با پادشاهش تهدیدمان میکند به خون ریزی، و من هم مانند تیری که از کمان رها شده باشد نا خود آگاه پاسخ میدهم ....خورده پادشاهت و بعد میلرزم. نمی دانم از سرم...
رهبرم - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهرهبرمبه نام خدااوضاع که به هم میریزد، دوست داری ساکت باشی تا مبادا دست ظالمی را بگیری و در مقابل دست مظلومی را پس بزنی. مخصوصا وقتی که خون می بینی و حزن هم وطنانت را، ولی بعضی وقتها آرام نمیگری و دلت نمی آید به عافیت نشینی.مگر میشود بغض دختران و پسران و مردمان این سرزمین را...
شاید کمی واقعی - تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 16:15
ابا حنانهیادداشتهای روزانهشاید کمی واقعیبه نام خدا( نه از اون جنس به نام خدا ها که اول تمامی فیلم های ایرانی به زور آورده میشن. چه فیلم های ارزشی و چه فیلم های با پایان باز انشالله از جنس واقعی *به نام خدا*)اینجا که داستان ما در آن در جریان است، در عجیبی دارد. قسمت بالایی آن هلالی و کوتاه است. درست ...
شناگری دور از ساحل - تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 2:33
به نام خداشکر خدا روزی که سالها منتظرش بودم فرا رسید و فرایند بازگشتمان آغاز شد. آغازی پر از شک و تردید و ایهام از اتفاقات آینده. میان سالی برایم رمقی باقی نگذاشته و آغوشم برای چالشهای جدید باز نیست ولی چاره ای نیست برای شناگری که از ساحل به دور افتاده و به غیر از رسیدن به ساحل هدفی برایش متصور نیست...
الهی عظم البلا - تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 2:33
به نام تنها خداآری من طرفدار جمهوری اسلامی هستم که خون جوانانش برایش حرمت دارد. چه خون جوانانی که در کنار دریاچه نمک فاو زمین را مزین کرده باشد و چه خون جوانانی که مظلوم این روزها به نامهای مختلف و مظلوم و بیگناه در جای جای این ماتمکده بر زمین ریخته شده باشد. برای من مهسا و نیکا و مهدی و مصطفی و عبا...
مسیر سخت - تاریخ: 1401/10/13 ساعت: 2:33
به نام خدامجموعه تلویزیونی بی گناه رو در طی دو روز دیدم. قسمتهای اولش اصلا برایم جذاب نبود تا اینکه رفته رفته پخته تر و دلنشین تر شد. روایتهای عشقی موازی و مختلف و گریز زدن به گذشته ها و هم زمان شدن این داستان با از دست دادن عمویم و دوری اینروز ها از عزیزانم حسی تازه در من بوجود آورده که ملغمه ای اس...